اشو زرتشت - پیام آور آیین راستی و خرد- 1768 سال پیش از میلاد، به روز 6 فروردین در سرزمین ایران زاده شد. کتاب اوستا، زادگاه پیامبر را رگه، محلی در کنار رودخانه ی درجی و در نزدیکی دریاچه ی چیچست گزارش کرده است.
اشو زرتشت در نوجوانی باورهای خرافی مردم و پرستش خدایان پنداری را نادرست تشخیص داد. آنگاه در سن 20 سالگی ، تنهایی را برگزید وبه طبیعت روی کرد و پروردگار خود را با دیده ی دل شناخت. وی در 30 سالگی از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شد و برای نخستین بار،آیین یکتا پرستی را به جهانیان سفارش کرد.
در اندیشه و پیام اشو زرتشت، خداوند هستی بخش ، اهورا مزدا نام دارد.
اهورا یعنی (( هستی بخش )) ، مز یعنی (( بزرگ )) و دا یعنی (( دانش ودانایی ))
از این دیدگاه خداوند، دانای بزرگ است، انسان را بنده و برده ی خویش نمی داند بلکه با خردی که به انسان بخشیده ، جایگاه ارزشمند انسانی و دانایی را به او پیشنهاد کرده است. از دیدگاه زرتشت ، خداوند ، کینه توز ، انتقام جو ، خشمناک و مجازات گر نیست بلکه سراسر نیکی و داد است.
عشق یعنی چشمه ی پر خروش زندگی، عشق دریایی است که آرامش آن زیبا و هیجان آن فتنه انگیز است.
عشق یک باور است، مثل دریا،جلوه گاه رنگهای بدیع و گوناگون....
عشق یک حقیقت است، که نمی توان آن را نگاشت....
عشق یک شاه کلید است که اگر به دست کاردانش افتد وارد باغ و بوستان قلب می شود....
عشق مثل دریا پر از موج و پر از باد است، نمی توان گفت از عظمت عشق!!!!
آن کیست که درتنهایی به فکر من می آید؟
آن کیست که درتاریکی به ذهن من می آید؟
آن کیست که هنگام فکر نام او را می خوانم؟
آن کیست که هنگام مرگ به یاد او می میرم؟
او برای من همیشه زیباست؛
او برای من همیشه آشناست؛
من او را هیچ وقت غریبه ندانستم.
و نخواهم دانست.
چه خوش لحظه هایی که دزدانه ازهم
نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم
چه خوش لحظه هایی که می خواهمت را
به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم!
چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم
چه خوش لحظه هایی که در هم وزیدیم
چه خوش لحظه هایی که درپرده ی عشق
چو یک نغمه ی شاد با هم شکفتیم
شب | |||
سراسر | |||
زنجیرِ زنجره بود | |||
تا سحر، |
سحرگه
بناگاه با قشعریرهى درد
در لطمهى جانِ ما
جنگل | |
از خواب واگشود |
مژگانِ حیرانِ برگاش را
پلکِ آشفتهىِ مرگاش را،
و نعرهىِ ازگلِ ارهىِ زنجیرى
سرخ | ||
بر سبزىىِ نگرانِ دره | ||
فرو ریخت. |
تا به کسالتِ زردِ تابستان پناه آریم
دلشکسته | |
بترک کوه گفتیم.![]() |
با پوزش از دوستان و خوانندگان این وبلاگ
من اصلا دوست نداشتم از سیاست وشرایط حاکم بر جامعه چیزی بنویسم
اما امروز صبح وقتی از خانه به محل کارم می رفتم چیزهایی دیدم و شنیدم که دلم طاقت نیاورد نگویم.
هماطور که می دانید امروز مراسم تشیع جنازه ی 300 شهید بود که از میدان هفت تیر که محل کار من آنجا است هم عبور میکرد.
وقتی آن صحنه ها را دیدم احساس بدی به من دست داد و از خودم و جامعه ام بدم آمد
چند ماشینی که شهید ها روی آنها بودند جلو حرکت می کرد ودور آنها خیلی شلوغ نبودو جمعیت اصلی که همه برادران و خواهران بسیجی بودند دور ماشینی که شعار می داد جمع شده بودند و به بهانه ی این شهیدان به همه فحش و لعنت می دادند.
یکی از شعارهای آنها که خنده و در عین حال عصبانیت تمام مردم را در بر داشت را می نویسم تاخود شما قضاوت کنید...
ای مرد غیرتت کو.... حجاب همسرت کو .... عفت دخترت کو
دیگه چیزی نمی گم چون دنبال دردسر نمی گردم....
دین زرتشت دین باستانی ما ایرانی هاست ، پس بد نیست با دین نیاکان خودبیشتر آشنا شویم.
در آغاز به تفسیر نماد زرتشت یعنی فروهر توجه کنید:
1- چهره ی سالخورده و نورانی فروهر، یادآور بهره گیری از تجربه ی پیران خردمند است.
2- دست فروهر رو به سوی جلو است تا آرمان انسان همواره به سوی پیشرفت وبالندگی باشد.
3- حلقه ی دست فروهر جلوه گاه آیین مهر ونشان پیمان انسان با خداوند در پیوستن به اشویی است.
4- بال فروهر سه قسمت دارد که تا فرا گیری هومت، هوخت، هورشت یعنی: اندیشه، گفتار وکردار نیک را به انسان سفارش کند.
5- حلقه دور کمرفروهر،نشان وارستگی انسان از امیال ناهنجار ونیروی پروازاو به سرچشمه ی خورشید است.
6- دو رشته ی آویخته در پایین، نشان پیوستن به سپنته مینو(منش پاک) و پشت سر گذاشتن انگره مینو (منش پلید) است.
7- قسمت زیر بال فروهر نیز سه قسمتی است تا نفرت انسان و زیر پا گذاشتن دژمت، دژوخت، دژورشت را یاد آوری کند یعنی هر فرد باید اندیشه، گفتار و کردار ناپاک را از خود دور سازد.